این روزها لغتی در ادبیات سیاسی ما باب شده است که خون بسیاری از جوانان  مومن انقلابی را به جوش آورده و آن لغت"افراطی" است.اینکه بعضی ها علاقه دارند همیشه جبهه ی مقابل خود را خارج از اصل منطق بخوانند پدیده ی جدیدی نیست اما واقعا چرا افراطی؟

ریشه ی این مساله را می توان از کلمه "اعتدال" دانست چرا که هرکجا که اعتدال باشد اصولا یک طرف قضیه افراط است و طرف دیگر سازش و این است که شده آلت دست بعضی از دوستان خارج دولت که خود را روشنفکر معرفی کرده اند.اینکه اعتدال، مبنا قرار گیرد بسیار امر خوبی است و مردم هم نشان دادند که اعتدال را می پسندند اما اینکه خودمان را بگیریم محور،و هرکه در مقابل ما قرار گیرد را افراطی خطاب کنیم امری است خارج از اصول سیاسی.البته عده ای هم معتقدند که بیان مشی اعتدالی یعنی برائت از سازش و افراطی گری به بیان دیگر به فراموشی سپردن اتفاقات سال 82 و برائت از دولت قبل.اما نکته مهم تر این است که اگر خواهان آزادی بیان هستیم اولین اصلش دوری از برچسب زدن به جریان های فکری دیگر است.به هر حال اصول،اصول اسلام است،منطق اسلام است،راه اسلام است،هدف هم اسلام است بنابراین زمانی که می بینیم چهارچوب یکسان است،احتمالا تنها ابزاری که در این مواقع بسیار نیازش احساس میشود دو گوش شنواست با چاشنی صبر که این حداقل توقع قشر دانشجو از مسئولین محترم است.

اما در اینجا ذکر چند نکته را به دوستان خودم ضروری می بینم و آن اینکه اگر قرار است جوان مومن انقلابی باشیم نیاز داریم از مشی اسلام و انقلاب خط و فرمان بگییریم.اینکه بعضی افراد حزبی هستند،تا حدی به خودشان مربوط است اما اولین مطلبی را که یک دانشجوی انقلابی نیاز دارد این است که حزبی نباشد.حزبی بودن آفتی است که قشر دانشجو را تهدید می کند و بعضا سبب انزوای آن در مواقع نیاز می شود.

نکته دوم  اینکه دانشجوی مومن انقلابی بایستی این مساله را در نظر داشته باشد که از روز اول برای کمک به اقامه عدل که از اصول اسلام است وارد میدان شده است بنابراین همانطور که ملاک، اجرای کامل و صحیح اسلام است که در ادامه ی آن عدل هم جاری می گردد،سیاست هم بایستی زیر مجموعه ی دین قرار گیرد ونه یک عالم جداگانه.

نکته سوم،تفاوت افراطی گری و انقلابی بودن در یک اصل بسیار روشن است و آن اصل حق پذیری است.حق پذیری یعنی قبول حق در هر شرایط و از زبان هرکسی و برای اینکه حرفها حق گرایانه و با ملاک حقیقت گفته شوند(به خصوص در فضای دانشگاه)نیاز است که شرایط محیا باشد به بیان بهتر، گفتن حرف حق و شنیدن حرف حق اصولا امر سنگینی است به خصوص اگر طی آن شخصیت افراد زیر سوال رود بنابراین باید سعی شود که حرف حق به دور از تمام جنجال ها و در یک فضای آرام و به دور از تخریب شخصیت صورت گیرد و این ظرافت انقلابی گری است.

نکته چهارم،پیشگویی کردن تحولات سیاسی اصولا کار شیرین و جذابی است ولی سعی کنیم در رویدادهای سیاسی یکّه نتیجه گیری نکنیم.یکه نتیجه گیری کردن یعنی بگوییم الا و بلا این اتفاق خواهد افتاد و این غلط است چرا که در سیره ی شهداء و علما هم به این شکل بوده است که نتایج را به طبع شرایط تفسیر می کردند و در دنیای سیاست هم اتفاقات یک دفعه ای کم نمی افتد در نتیجه بهتر است بگوییم اگر اینگونه شود...آن نتیجه را خواهد داشت.

باشد که با رعایت این چند نکته سبب شود به ما هم روزی انسانهای "معتدل" گفته شود.



باشد که قبول افتد