دغدغه نما

فقط دغدغه ای را میگوید و میرود در خیلِ بی خیالها

ولی دغدغه مند،تا نهایت حل مساله جلو میرود تا جایی که اگر ذوب
 
نشود قطعا خام نخواهد ماند

دغدغه نما داغ میشود ولی دلی را گرمِ از دغدغه اش نمیکند

اما دغدغه مند همیشه دمای بدنش روی ۳۸ درجه سانتیگراد است که
اسمش را میگذارم دمای دغدغه مندی

اگر کسی آمد پیش شما و دغدغه ای را مطرح کرد دستتان را بگذارید
روی پیشانی اش اگر تب دغدغه مندی نداشت بدانید دغدغه نماست

یک حرارت آرامی است

مثل شعله آرامِ گاز که باعث میشود خوراک بپزد و نه اینکه بسوزد

دغدغه نما در پوسته ی دغدغه خودش را میخواهد نشان دهد

اما دغدغه مند یک فضایی را روشن میکند اما خودش را نخواهد دید بلکه
 
این دغدغه است که نمایان تر میشود

 

***

این روزها دغدغه نماها رو یا ازشون نماد میسازن یا میذارن شون مسءول
 
بشن شاید کمی مجبور بشن از خودشون عبور کنند و از فاز دغدغه نمایی
 
به دغدغه مندی تغییر فاز بدن

ابن روزها به جای خیلی از فهمیدن ها و درک کردن ها

همه داریم به سمت اشارات ژستیک پیش میریم

و برای نسل ما و آیندگان صد البته که ویترینی بیش نیستیم و این ویترین
را هم حقیقتی در مجازش نیست

و به قولا قبل از آنکه مفهوم یک کلمه را درک کرده باشیم فقط به نوشتن و
الفبایش رسیده ایم و اینجاست که خدا میگوید قدر و در ادامه میگوید و
 
تو چه میدانی که قدر چیست؟

 

بگذریم که گذرکردنم آرزوست...