تجربه زندگی به من میگوید،میشود با هرکسی نشست و رشته ای از رنج را به اشتراک گذاشت و سپس سبک شد و رفت به ادامه جنگ با نیستی...پس تکبر خوب نشان میدهد و میگوید که تو به اندازه کافی رنج نکشیده ای و همیشه رنج هایت را دور زده ای
 تو با تمام انسان ها دیوارهای بلندی از نفرت داری و این یعنی نهایتا جزیره ای در دنیای انسان های اولیه باشی که نه کسی تاکنون پا به سرزمینت گذاشته باشد و نه میهمان نسیم و بادهای بهاری بوده باشی و سوال اینجاست تویی که از چهارفصل سال ؛فقط آب و هوایی استوایی را چشیده ای پس از فراز و فرود چه میدانی؟

تو با هیچکس حاصلجمعی جز صفر نخواهی داشت مگر اینکه بتوانی رنج هایی را با گذر از دروازه های بلوغ و متمدن شدن به جان بخری تا حقیقت را در پشت تمام پارادوکس های عالم رویت کنی
با وجود دیوارهای بلند وجودت؛هیجگاه دل ت را فاتحان عشق فتح نخواهند کرد...