ما بایستی دائما به عهدهای قبلی مان متعهد شویم

بارها شده است که عهدی را بسته ایم و پس از مدتی رهاکرده ایم،اصلا فراموش کرده ایم که چنین چیزی را گفته ایم مگر اینکه مجددا آن حادثه به یادمان بیاید و مجددا آن عهد را یادآور شویم و مانیز مجددا آن را محکم تر از پیش و با یادآوری مسیر پیش آمده،ببندیم.

ایام الله مکانیزمی برای این یادآوری است،ما را مجددا به عهدهایمان متعهد میکند.همین تشیییع جنازه خیلی از کسانی را که بعد از رحلت امام(ره)فراموش کرده بودند آن فضای معنوی را و آن احساسات عمیق را،دقیقا همان ها را متذکر به بیعت اولیه شان با رهبر و قائدشان کرد.ما نسل های پس از رحلت نیز کم عهد نبستیم و نشکستیم...برای ما هم آن تشییع و آن حمله تجدید میثاق مجدد بود،چرا که گرانی ها،حرف های تند عده ای،نگاه های سرد مردم به انقلاب،ما جوانان نسل پس از روح الله(ره) را مخصوصا در این روزهای آخر سخت پریشان و سردرگم کرده بود...اما باز جان گرفتیم و خون انقلاب در رگ های منقبض ما به جریان افتاد...رویش های فکری و احساسی مان از آن روز به بعد دائما در حال جوشیدن است و دائما در خصوص ایام الله  دی ماه مینویسیم...

ایام الله تکرار نیست،زاینده است دائما یک جریان فراموش شده را در رگ های مردم این شهر به نتایج جدیدی می رساند و از ابعاد جدیدی به مساله نگاه میکنیم...

این روزها در اتمسفر جدیدی از انقلاب زندگی می کنیم...اتمسفری که در آن انقلاب را به مو رساندند اما باز یک شهید و یک عملیات تمام ناامیدی ها را به عزمی برای تغییر و برای شدن تبدیل کرد...ما دائما در حال تسویه ایم در حال ریشه زدن در حال پالایش در حال تشخیص و در حال شهودیم...بازهم بیشتر داریم درک می کنیم که چه چیزها بایستی باشیم و چه چیزهایی نباید باشیم...برایم عجیب نیست که یک نفر اینچنین ملتی را وارد فاز تازه ای از فهمیدن و عشق ورزیدن و هجوم کند...اما سلیمانی یک نفر نبود،یک مکتب بود