خوابهای پریشان دم کنکور چقدر وقت شناس و خوش مضمون بودند!! یادم می آید که ماه های منتهی به کنکور خوابهایی می دیدم که موقع تصویر شدنشان دوست داشتم هر چه زودتر تصویر قطع شود و بنویسد"دی وی دی دوم" (چون خوابها کیفیتشان در حد دی وی دی بود) تا با این بهانه هم که شده لااقل از دست این خواب پریشان فرار کنم و به دامان تلوزیون و برنامه گزینه جوان پناه ببرم(مخصوصا زمانهایی که اون مشاوره بود که خیلی خوب امید می داد اونقدر که وقتی تلوزیون رو خاموش می کردم میخواستم همون موقع برم کنکور بدم- با اون سواد در حد لیگ برتر بورکیناپاسو ام)

همیشه خواب می دیدم که سر جلسه نشسته ام و تا شروع به نوشتن می کنم یه دفعه مراقب میگه برگه ها بالا و من هم اشک در چشمان کم فروغم حلقه میزنه و بر برگه ی پاسخنامه جاری میشه!!(گریه نکنید در واقعیت اینجوری نشده)

درسی که از این خوابها گرفتم این بود که شبها کمتر غذا بخورم(شوخی کردم این نتیجه کلی اش بود) درسی که گرفتم این بود که تا زمانی که انسان ارزیابی های واقع بینانه از خودش نداشته باشه و فقط به حرف درس خونهای کلاس گوش بده(به پز و افاده هاشون که هی میگن فلان کلاس میریم و انقدر پول دادیم و...)نتیجه اش همین میشه که حتی اگر خیلی هم خوب کار کرده باشه،حداقلش اینه که شبها آرامش نداره و دشمن با استفاده از جلوه های سمعی و بصری و تمام قد حالشو میگیره.حالا اگه دچار آمپاس نشی و روحیه ات رو حفظ کنی نهایتا میرسی سر جلسه کنکور و تا آخر جلسه بر سر صندلی میشینی و کمربندت رو هم میبندی و بعد هم بدون زدن حتی یک گزینه از سر جلسه خارج میشی مگر اینکه مثل نویسنده باشی که چون رستم زال آمد به روی....

خلاصه کار آقا/خانم دشمنه اینه که یه چند وقتی بین خودت و خودت درگیری ایجاد میکنه به گونه ای که خودت برای خودت ناز و کرشمه میای و خودت(اون خودت)برای خودت(این خودت)سوسه!!و کار به جایی میکشه که دروازه ی خودی رو جای دروازه حریف میبینی و مربی خودی مجبور میشه دو- سه تا از بازیکنان تیم خودمون رو با تو، من تو من کنه، تا با یک شلیک جانانه نزدی هم گل خودی رو باز کنی و هم آبرومون رو بریزی!!(انقدر خودم،خودت،خودش نکن.همش خودم خودت خودش کردی که کار به خودم خودت خودش رسید دیگه تیم که گل میخوره همه مقصر نیستند(ببخشید همه مقصرند))

اینکه این داستانک بالا رو گفتم قطعا یه هدفی داشتم(از اونجایی که من هم جزء نظام خلقت هستم نباید کارهای بیهوده انجام بدم)هدفم رو تلویحا خدمتتون میگم شما بزرگواران هم سعی کنید با جایگذاری پارامترهای موجود در معادله بی مجهول و بی معلوم بالا مساله رو بین خودتون حل کنید(تا کار به خودم خودت خودش نکشیده):به جای ارزیابی بذارید قدرت محاسبات بنده و شما که مسئولیم.به جای تعریف و تهدیدهای دشمن بذارید ایجاد خطا و به جای دی وی دی های full HD بذارید امکانات به درد نخور دشمن.(که میشه: کار دشمن ایجاد خطا در قدرت محاسباتی ما)