هل من ناصر یصرنی

از آن زمان،مکان غریب ،نور تابانش را به قدر یاوران حسینی،بر دلها تابانده است.

کربلا دیگر فقط در کربلا نیست،دیگر نه تنها در تمام ارض،که تمام قلوب حق جویان جهان برای حسین(ع) می تپد.

عشق به رفتن،دیگر قامت پاها را در کفش ها نمی گنجاند که پاها سوی سوگ دارند و عطش حُرم جاده های غریب نینوا.

دیگر در این دنیای غریب کُش،پادشاه غریب نیست

سفره ی نذری اش را از حرم شاه عرب(نجف)تا کربلایش با عشق می چینند

دلها عجب هوایی دارد

عجب سوگی دارد این رفتن

آرام،با وقار

عجب هوایی دارد کربلا،سوز دل دارد کربلا

دلها هم عطرشان را از سوز کربلا میگیرند

شهرها منتظر بازگشت کربلاییانند

تا عطر پادشاه را با خود به دیارشان بیاورند

قربان قدم هایتان

که پادشاه را غریب نگذاشتید

 

یا حسین(ع)

الذین بذلوا مهجهم می شویم اگر برای اربعین نه تنها گام ها

،که دلهایمان را به گرمای عشقت آشنا سازید

التماس دعا زائران حسین(ع)

سلام ما را به پادشاه غریب برسانید