وَمَن جَاهَدَ فِإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِىٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ

هر کس جهاد کند تنها برای خود جهاد کرده است.بی گمان خداوند از جهانیان بی نیاز است.(عنکبوت/6)

فرهنگ جهاد،فرهنگی است برگرفته از گذشتن ها و در راه خداوند تسلیم و تقدیم کردن هاست.آنچه را که عمری است برای خود انباشته ایم بی درنگ در افق نیستی محو خواهد شد،حال میتواند مانند نوری که در تاریکی ظلمات محو میشود از بین ببریم و یا می تواند همچون نقطه نوری که در اوج آسمان به شکوفایی میرسد،محلی را روشن و تاریکی هایی را بر ما پدیدار کند،متجلی و منور سازیم.

آنچه که از روزگار گذشته بر افق آینده نقش خواهد بست،به شکوفایی رساندن است.ما انسانها از تنهایی نمی ترسیم،از فقر نمی ترسیم،از تمام شدن نمی ترسیم،از شکست ها نمی ترسیم،ما از شکوفا نشدن می ترسیم.از خاموشی و سو سو کردن و در نهایت آب شدنِ در افق زندگانیمان می ترسیم.

می ترسیم از اینکه با خاموش شدن جسم و امکاناتمان،قلب و ذهن و سوی تعالی مان هم خاموش شود و این بر هر فردی که نشانه های خاموش شده ها و غرق شده های تاریخ را جدی نگرفته است،مترتب و متصور است.که ما از مغضوبین و ضالین ها هراسناکیم اما هراس از این افراد،تبدیل شدنِ به مُنعمین و هدایت شدگان را طلب میکند که نعمت ها بالاخره هرکدام از ما را در مسیری رها می سازند و از یک جایی به بعد این بازده و نور برگرفته از ثواب هاست که مسیر آینده را بر ما روشن می سازد و نعمت های جدید را باید شناخت و از آنها نیز استفاده ها گرفت.

هدایت شدگان از شکر نعمت ها به نور نعمت ها رسیدند،آنها از نان و خرمای طیب،خیبرها گشوندند و عمربن عدودها را بر جایگاه سوزان تاریخ سپردند که این نان و خرما را تناسبی با خان های پر نعمت و سفره های رنگین و امکانات منتج شده ی مغضوبین نیست مگر به قانون جهاد و قدرت لایزال حق که اوست که هرکس نعمت هایش برای او و به سوی او خرج کند،هفتاد برابر خواهد کرد و نورها و راه هایی را از آن نعمت ها به بار خواهد آورد.

و این گذشتن ها،درجه دارد،که بالاترینش،در هر لحظه از زندگانی،گذشتن از خویشتن است.