شبها که عشق، خستهِ ی از کار میشود
عقل از دل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ِ شکسته طلبکار میشود
با رفتنت گذشت ولی با تلنگری
در عالمِ گذشته گرفتار میشود
مخفی ز پشتِ پرده ی روز و ولی ز شب
این غم از آشیانِ تو احضار میشود
عاشق هنوز متهم است از نبودنت
کاین گونه بی حساب بدهکار میشود
دل مُرده سالهاست ولی منتظر هنوز
با لحظه ای درنگِ تو بیدار میشود
ماندم،مطابقت نکند جُرم با وقوع
شبها که دوری ام به تو بسیار میشود 


 ایام پاییز ۹۵