هیچوقت ازچیزی که قرار است بشوم نترسیدم و حتی بدترش اینکه هیچی نشوم

بلکه همیشه از اینکه با بودنِ یک چیزی، دیگر آن چیزهای دیگری که در این عالم هست نباشم و کلی دلم را بسوزاند مرا میترسانده

اما به نظر فقط خداست که چنین حسی را ندارد

او اگر اراده کند،خدایی میشود در حد اعلا

و اگر بازهم ارده کند،مرا بهتر از خودم درک میکند،آن هم در حد اعلا

خوش به حالش

آنچه که هستم و آن چیزهای دیگری که نیستم

شاعر باشی،ورزشکار باشی،فیلسوف باشی،خوشتیپ باشی،خوش صدا باشی و...

اما اگر نتوانی فقط به قد یک نخود،عاشقِ خوبی باشی

میشوی همان چیزهای دیگری که دیگر نیستی

چه کنم؟راه حل چیست؟

خدا زیادم کند