حقیقتی مجازی

پرپرشدن

آیا اینها را برای خودنمایی میگویم تا دیگران به میزان ارتباطم با تو پی ببرند؟

میخواهم خودم را پیش خودم اثبات کنم؟

میخواهم گله کنم از رنج هایی که کشیدم و تو نبودی؟

 

گذشتن از آن همه گذشته

بی آنکه گله کنم،

بی آنکه بگویم من به چیزهایی رسیدم که هیچکسی نرسیده

و بی آنکه از آن رنج ها بهره برداری کنم و کتابی بنویسم،

کمی سخت است

 

اما واقعیت این است که بعداز آن همه روز و آن همه اتفاق

مثل یک پَر سبک شده ام

با پَر فقط میشود رها شد،

در آسمان در شالیزارها

 در جاده ها

و از عمق ایسم ها و

 چشم ها و دهان ها و

 رنگ ها و عنوان ها

 

برای پرواز

 بالی پُر از پَر لازم است

و در سالی که گذشت چیزی بیش از یک پَر نبودم

 

شاید برای پُر از پر شدن باید پَرپَر شد





  • نظرات() 
  • دوستت دارم ولی

    روزی که گفتی: میروی

    دیدم چشمانت را
    نه تاب رفتن داشت
    نه شوق ماندن
    جایی بین بغض بود و خشم


    موقعیت دردناکی است
    بسته ی بسته ی بسته به چیزی به اسم "دوستت دارم ولی..."
    دوستم داری ولی چه؟
    تو به خاطر یک چیز دوستم داری ولی از صد چیز دیگرم متنفری
    ولی فقط به خاطر همان یک چیز دوستم داری و میمانی
    گیر همان یک دوست داشتنی؟
    رهایت میکنم که بروی

    اما بازهم می آیی
    آن یک‌ چیز خودش خیلی چیزهاست
    خودش همه چیز است
    در وجودم ریگ و الماس کنار همند
    اما الماس ها را به قیمت ریگ نمیفروشند
    پس عشق را با صد تنفر طاق نزن
    پس بمون ،باهم میریم



  • نظرات() 
  • رفراندوم

    میشه در خصوص موضوعاتی مثل:


    بستن چاه های نفت و یا صادرات بیشتر نفت،رفراندوم گذاشت.
    یا اجرای طرح ۲۰۳۰ یا اجرای سند چشم انداز آموزش و پرورش مصوبه انقلاب فرهنگی رفراندوم گذاشت.
    یا متوقف کردن صادرات خام فروشی یا عدم خام فروشی رفراندوم گذاشت.
    اینها موضوعات به روزتری است...
    الله اعلم



  • نظرات() 
  • مسءولینی که نهایتا ولی کنتورند نه ولی نعمت

    مدیریت اقتصادی یک خانواده به اسم کشور


    پولهای وارده و خرج های عارضه و افکاری باصره که جلویش را زورهایی قاهره گرفته

    آن زورها هم نه دیکتاتوری است مثل رضا قلدر و نه سیستمی است مثل کمونیست منفعل

    کلا یه چیزیه مثل این ترکیب:هرکس که گیرش اومد ورداره بره دنبال کارش،هرکس هم گیرش نیومده وایسه تا دله ی نفت بعدی که بفروشیم و پولش از توی سوءفیت و خلل و فرجش برسه اینورش که ماییم
    یعنی یه عده با پول زنده ن و یه عده هم به امید پول
    یعنی کلا بی پول نداریم این وسط
    به همه میرسه

    این میشه تدبیر امیدزا

    حالا توی این وضعیت،مدیر توی کله ش چی میگذره؟
    اینکه فردا ورم ندارن،دوم اینکه نان به ما هم برسه

    یعنی قرمه سبزی هم توی کله مدیر باشه باز بهتره تا غصه "پُست و نان"

    اونوقت مدیر کارش فقط یه چیزه:"کنترل افراد"

    یعنی واسه همچین خانواده ای مدیران تابعه هرچقدر امنیتی تر باشند،بهتره

    دفاع اتوبوسی مورینیو هم کم میاره از این همه دفاع

    و حتما سرمربی محبوب همچین سیستمی جز کی روش نیست و کل افتخار همچین نگاهی میشه یک به صفر باختن جلوی آرژانتین که میشه برد برد

    مدیر اصلا به فکر به جریان انداختن ظرفیت ها نیست و فقط میخواد ظرفیت ها بالانزنه که اگه زد دیگه "نه پست هست و نه نان"
    احتمالا دیده که قدرت جهانی صداش درمیاد
    یا لایق ترها اگه دیده بشن جای اونو میگیرن

    بنابراین فقط کافیه نقش کنتور رو بازی کنه

    بنابراین دیگه اسمش ولی نعمت نیست که نهایتا ولی کنتوره-اون هم با آبونمان منت مدیرانه بر خلق بی سواد که هر چه مدیریته از جیب و خون خلق بی سواده.

    خدا بیامرزه اهل منزل رو

    و ما اگر هستیم به عشق یک نفره که فقط توی این خونه همین یک نفره که فهمیده س و دلش به حال ما میسوزه 


    در خانه اگر کس است یک حرف بس است...



  • نظرات() 




  • گمنام نیستم
    پس ادعایی هم ندارم

    سجاد ایام


    آخرین پست ها


    آمار وبلاگ

    • کل بازدید :
    • بازدید امروز :
    • بازدید دیروز :
    • بازدید این ماه :
    • بازدید ماه قبل :
    • تعداد نویسندگان :
    • تعداد کل پست ها :
    • آخرین بازدید :
    • آخرین بروز رسانی :




    ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

    شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو